مهدی سافت 313 / MS313.IR

بهترین ها برای بهترین ها

بسم الله الرحمن الرحیم

دروغ بگید اگر دوست دارید …

در این مقاله سعی میکنیم در رابطه با دروغ و اثرات اون در کسب و کار صحبت کنیم و ببینیم آیا دروغ باعث افزایش فروش و توسعه کسب و کار ما میشود یا خیر .

داستان من و دروغ در سال های دور

حدود چند سال پیش بود که کسب و کاری داشتم در رابطه با فروش مواد غذایی و از اونجایی که یکی از موارد مهم در مواد غذایی تازه بودن مواد غذایی هست سعی میکردم مواد غذایی رو سریع بعد از این که خریدم بفروشم اما بعضی از مواقع با تمام سعی و تلاشی که میکردم فروش انجام نمیشد و مجبور به فروش مواد غذایی می شدم حتی با قیمت کمتر .

یکی از روز ها ، صبح به محل فروش اون محصولات رفتم و مقداری که همیشه در بازاری خواص به فروش می رسید  ؛ را خریدم اما در انتهای روز مقدار کمی از اون محصولات مونده بود یکی از مشتریان به سمت من اومد و پرسید ” اینا تازه است ” بعد من با خودم فکر کردم که اگر بگم تازست ممکنه که دروغ بشه و خیلی با خودم کلنجار رفتم و بعد فکر کردن چند ثانیه ای به اون مشتری گفتم ” راستش مال صبحه ساعت 7 صبح این ها رو خریدم ” اون مشتری از اون جایی که دید من با صداقت کامل محصول رو به اون فروختم خوشحال شد و یکی از محصولاتم رو خرید .

چند روز بعد اون مشتری من رو دید و به من گفت که ” از محصولی که قبلا از من خریده بود اصلا راضی نبود  ” و چون صداقت من رو در فروش قبل دیده دوباره پرسید ” این دفعه تازه است ؟ ” این دفعه از اون جایی که واقعا تازه بود و چند ساعت قبل اون محصولات رو خریداری کرده بودم گفتم ” بله ، تازه تازه ” و دوباره از من خرید کرد .

بعد از خرید اول و دوم از اون جایی که صداقت و کیفیت رو در خرید های قبلی دیده بود برای روز سوم هم خرید کرد .

این داستان مربوط به زمانی است که من در سن کم زمانی که تحصیل می کردم برایم اتفاق افتاد و فکر می کنم از همون جا بود که به کسب و کار علاقمند شدم .

در اون زمان چون سن و سال کمی داشتم کسی حاضر نبود من رو به عنوان شاگرد یا کارگر قبول کنه با اینکه تلاش زیادی کردم و به جاهای مختلفی رفتم اما باز هم خبری نبود ، و در انتها کسب و کار خودم رو راه اندازی کردم ( یادش بخیر ) .

حالا می خوایم بررسی کنیم اگر دروغ بگیم چه میشه

برای این مسأله دو مثال می زنیم :

مثال اول مغازه داری که شما وارد مغازه اش میشید و محصولی رو انتخاب می کنید و از فروشنده می پرسید کیفیت این محصول چطوره ؟ مغازه دار از اون جایی که محصولش فروش نرفته چون کیفیت کمی داشته با آب و تاب از اون محصول تعریف می کنه و در انتها اون محصول رو به شما می فروشه و شما هم خوشحال به استفاده از اون محصول شروع می کنید و بعد از گذشتن چند ماه می بینید که واقعا اون محصولی نبود که فروشنده می گفت .

مثال دوم در رابطه با فروشنده ای هست که شما وارد مغازش میشید و دقیقا همون محصول کم کیفیت رو انتخاب می کنید و از اون در رابطه با کیفیت می پرسید و از اون جایی که فروشنده ، فروشنده زرنگ و باهوش (  به قول ما کاسب هست )  میاد و ویژگی های اون محصول رو به صورت دقیق می گه مثلا میگه که این مشکلات رو داره این مزایا رو داره و در انتها انتخاب رو به ما واگذار می کنه این که با این ویژگی های آیا اون محصول رو بخریم یا نه .

در مثال اول فروشنده یکبار به شما می فروشه و اگر ما محصول رو کفش مد نظر قرار بدیم هر شخصی در طول سال تقریبا ممکنه حداقل دوبار کفش بخره اما با رفتاری که فروشنده اول در برخورد با مشتری داشته باعث میشه که مشتری دیگه حتی یکبار هم پا تو مغازه اون شخص نذاره و اگر کسب و کاری باشه که در بین مردم شناخته شده باشه مشتری سعی می کنه تجربه بد خریدش رو با دوستان و اطرافیان خودش به اشتراک بذاره و اگر این آقا قرار بوده حداقل در سال از این شخص 200 هزار تومن (  قیمت ها مربوط به سال 97 هست) فروش داشته باشه فقط یک سال و اون هم به مقدار نصف مبلغ قبل شاید فروش خواهد داشت و اگر قرار مشتری جدید پیدا کنه دیگه با این رفتاری که انجام می ده باید دور مشتری جدید رو خط بکشه .

در مثال دوم از اون جایی که خریدار با رفتار خوبی مواجه میشه ، نه تنها سعی می کنه دفعه بعد که به بازار می ره از اون مغازه شروع به خرید کنه  ، بلکه به دوستانش هم اون فروشنده رو معرفی می کنه و باعث میشه که مشتری های اون فروشنده بیشتر از قبل بشن . یعنی نه تنها 200 هزار تومن خرید سالش رو از اون شخص انجام می ده بلکه دوستانش رو هم مجاب می کنه که از اون شخص خرید داشته باشن مثلا اگر اون شخص فقط و فقط اعضای خانواده و دوستان خودش رو معرفی کنه حداقل حدودا یه میلیون تومن درسال از اون فروشنده خرید می کنن .

در ضمن لازمه بگم اگر این روال همین طور ادامه داشته باشه محل کسب و کار اون فروشنده یا همون مغازش هر روز شلوغ تر میشه و این باعث میشه مشتری های رهگذر بیشتری به مغازه جذب بشن  ( برای همین بعضی از اساتید حوضه کسب و کار کوچک بودن محل کسب و کار رو مزیت می دونن چون باعث میشه تـئوری صف رخ بده ) .

بازگشت مشتری ارزان تر از جذب مشتری جدید است

یه کسب و کار اگه بخواد یک مشتری جدید به کسب و کار خودش اضافه کنه باید تبلیغات انجام بده انرژی بذاره و روی اون مشتری کار کنه .

اما اگه بخواد یه مشتری که قبلا از اون خرید داشته رو دوباره به خرید وادار کنه خیلی راحت تر می تونه این کار رو انجام بده و گفته میشه که همیشه جذب مشتری جدید از بازگشت مشتری قدیمی گران تر است و شما باید بیشتر به دنبال بازگشت مشتری های قدیمی باشید تا جذب مشتری های جدید .

کار هایی که اکثر کسب و کار ها برای جذب دوباره مشتری های قبلیشون انجام میدن :

  • تخفیف
  • کمپین ها
  • جایزه
  • هدیه

یکی از مهم ترین عواملی که باعث میشه مشتری از شما خرید کنه اعتماد هست و به همین دلیل هست که مشتری قبلی خیلی راحت تر از ما خرید میکنه .

ما باید با برندینگ ، کمپین و کار های مختلف بتونیم روز به روز اعتماد رو در مشتری های خودمون بیشتر کنیم به حدی که اگر اسم برند ما به میون اومد مشتری ما نسبت به برند علاقه و دلبستگی داشته باشه ( تا حالا مشتری های شرکت اپل رو دیدین که چطور از شرکت اپل دفاع میکنن ) .

یکی از کار هایی که شرکت اپل در سال گذشته کرد این بود که مک ( لپتاپ کمپانی اپل ) رو به صورت رایگان به دانش آموزان هدیه می داد و اکثر کسایی که از اون زمان این هدیه رو از اپل گرفتن به اپل وفا دار موندن مشتری پروپا قرص اپل شدن .

کسب و کار به مشتری های پروپا قرص احتیاج داره ( نمونه ایرانیش هم شرکت شاتل هست که روز به روز داره پیش رفت میکنه ) .

قبلا که این طور نبود …

شاید بعضی ها بگن قبلا که اینطور نبود بعضی از کسب و کار دروغ میگفتن جنس بنجل تحویل مردم می دادن چند سال هم کار می کردن و موفق هم بودن .

کلا درسته شاید یک زمانی از اون جایی که رقابت نبود و کسب و کار های الان انقدر زیاد نبودن مردم مجبور بودن که از اون کسب و کار ها خرید کنن .

اما الان رقابت بین اصناف وجود داره و اگر کسی بخواد که درست کار نکنه در واقع از بقیه رقیباش عقب افتاده .

کلام آخر

امیدوارم همه ما صداقت رو نه تنها در کسب و کار بلکه در تمام زندگی رعایت کنیم و روز به روز زندگی بهتری داشته باشیم .

الصدق ینجی و الکذب یردی

راست گویی نجات می دهد و دروغ باز می دارد

 

یاعلی خدانگهدار

مصطفی صالحی پور

26 مهر 1397

 

نظرات ( تاکنون نظری ثبت نشده است )